حدیثه ساداتحدیثه سادات، تا این لحظه: 14 سال و 8 ماه و 21 روز سن داره
حلما ساداتحلما سادات، تا این لحظه: 9 سال و 8 ماه و 15 روز سن داره

حدیثه سادات و حلما سادات خوشگلای مامان

یه روز پر دغدغه!!

1392/9/3 23:59
490 بازدید
اشتراک گذاری

 

 

 

سلام دختر قشنگم

 

اول از همه یه خبر خوب بدم که دوم آذر یعنی دیشب تخت و کمد سیسمونیت رو آوردن. جهت اطلاع دوستان میگم ما چون مستاجر بودیم و جا نداشتیم تخت و کمد بچه رو نخریدیم و الان که خونه رو عوض کردیم خریدیم. البته بازم خونه اجاره ای هستیم ولی این دفعه خونمون بزرگه.

دیشب مزاحم آقا مصطفی اینا شدیم اومدن کمک تا تو اتاق بچینیم.

خوب بگذریم. آخرشب که شد شما سرفه های شدیدت شروع شد یه هفته ای میشد که کمی سرفه میکردی ولی نه به این شدت منم جدی نگرفته بودم و یه وقتایی داروی گیاهی بهت میدادم.

ولی دیشب تا صبح اصلا نخوابیدی. از شدت سرفه زیاد استفراغ می کردی و اصلا نمیتونستی بخوابی.

همین جور بودی تا امروز ظهر ساعت یک با بابایی بردیمت بیمارستان حضرت معصومه مخصوص کودکان.

بعداز اینکه دکتر دیدت یه آمپول ضدسرفه بهت داد با چهار تا شربت.

موقع اومدن به خونه ماشین یهویی روشن نشد و الکی الکی کلی معطل شدیم. تا بابایی رفت یه باتری ساز پیدا کرد و ماشین و روشن کرد و بردیم در مغازه باتری ساز.

و ما با تاکسی خودمونو به خونه رسوندیم. وقتی رسیدیم خونه نزدیک اذان مغرب بود.

من با عجله تو آشپزخونه داشتم ظرف میشستم و زود یه چیزی درست کنم بیارم بخوریم چون هیچکدوم ناهار نخورده بودیم من بیچاره که صبحانه هم نخورده بودم. داشتم لیوان میشستم که نفهمیدم چی شد یهویی لیوان تو دستم ترکید...

وای دستم پراز خون شد. چندتا دستمال گذاشتم روش. روی دستم شش تا زخم شده بود چهارتاش عمیق بود که هی خون میومد . الان که دارم اینو مینویسم ساعت دوازده شبه و خونش تقریبا بند اومده.

 

 

دختر گلم خیلی دوست دارم اصلا طاقت دیدن مریضیتو ندارم. همین الان از توی اتاقت صدای سرفه هاتو میشنوم. قربونت برم انشاالله که زود زود خوب بشی.

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (11)

♥ مینا مامان ثمین سادات ♥
4 آذر 92 0:31
سلام عزیزم مبارکش باشه منتطر عکسای اتاق دخملی هستیم وای الهی بب خودتون گردم انشاله زود زود خوب بشی نازنین دختر مامانی خدا بد نده مراقب خودتون باشید
مامان حدیثه سادات و حلماسادات
پاسخ
چشم حتما در اولین فرصت عکساشو میذارم. مرسی از محبتت.
♥ مینا مامان ثمین سادات ♥
4 آذر 92 0:33
عزیزم خصوصی
♥ مینا مامان ثمین سادات ♥
4 آذر 92 0:34
وای الهی بگردم انشاله زود زود خوب بشی نازنین دختر
مامان حدیثه سادات و حلماسادات
پاسخ
ممنون مینا جون.
ماما پارسا
4 آذر 92 12:43
سلام .تخت و کمد نو مبارک به سلامتی. اخی طفلک حدیثه جون مریض شده انشالله زود خوب بشه پارسا هم 2 هفته ای بود که مریض بود .ممنون که به ما سر میزنید دوست جونم حدیثه جونو از طرف من یه بوس گنده بکن
مامان حدیثه سادات و حلماسادات
پاسخ
مرسی خاله جون زنده باشی. آره انشالله که زود خوب میشه. ممنون شما هم طرف ما پارسا جون و ببوس.
مامان اهورا(نرگس)
4 آذر 92 17:23
عزیز دلم!!!!!!!!!!!!!!!الهی قربونت برم...انشالله زودی خوب شی...خوشگل تخت و کمد نو مبارک...به سلامتی انشالله.
مامان حدیثه سادات و حلماسادات
پاسخ
مرسیییییییییییییییییی. انشاالله.
مامان اهورا(نرگس)
4 آذر 92 17:26
عزیز دلم می تونی استفاده کنی...
مامان حسام كوچولو
5 آذر 92 10:28
وايــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــي حواست كجا بود؟؟؟؟؟؟ حالا بهتر شده يا هنوزم خون مياد اصلا به من چه بي زنيت بازي در آوردي اينطور شدي. هم چين با آب و تاب نوشته انگار زخم شمشير خورده . عكس از اتاق حديثه بگير برام بزار. كي مياييد ببينيمتون.
مامان حدیثه سادات و حلماسادات
پاسخ
داشتم به تو می اندیشیدم. باشه هنوز همشو نچیدم آماده بشه میزارم.
مامان محمدحسین
5 آذر 92 12:50
وای امان از این سرفه بچه ها.... خاله جون امیدوارم زود زود خوب بشی... منتظر عکسای اتاق حدیثه خانم می مونیم....
مامان حدیثه سادات و حلماسادات
پاسخ
ممنون انشالله. باشه در اولین فرصت عکساشو میزارم.
مامان آروین (مریم)
9 آذر 92 8:39
مبارکش باشن ،‌ای کاش عکس هم میزاشتی . الهی بمیرم امیدوارم هرچه زودتر خوب خوب بشی عزیزم . مامانی خیلی برات ناراحت شدم . هر موقع عجله داریم باید یه اتفاقی بیفته ،‌اما خدا رو شکر به خیر گذشت ....
مامان حدیثه سادات و حلماسادات
پاسخ
ممنون زنده باشی. انشاالله تا چندروز آینده عکسش هم میزارم. آره خدا رو شکر